یا .................؟
همه ميخوان برن بهشت ، ولي هيچ کس نميخواد بميره

ماهمه از خداییمو به سوی خدا باز میگردیم
همه ميخوان برن بهشت ، ولي هيچ کس نميخواد بميره

چرا که من تويي دارم....تو چون خودي نداري

ایام سوگواری امام حسین تسلیت باد
نمی دانم کی خواهی آمد ، آشنای دل ! تویی که هنوز به حقیقت نمی دانم ......
کیستی ؟ تویی که یک روز غروب بر حاشیه دلم قدم می گذاری واحساس..........
حضورت مرا قلقلک می دهد . همه نوشته ها تو را گفته اند و همه کتاب ها تو را ....
خوانده اند ، ولی کمتر چشمی تو را در خواب دیده است . تو سرچشمه بهترین های
عالم هستی ، مرا خوب می شناسی ، ولی من هنوز نمی شناسمت . تو را در لابه
لای صفحات نمی توانم بیابم .تو احساس گم من هستی که در روز جمعه ، بر منطق
احساس من جاری می شوی ، هیچ می دانی ، که من همانی هستم که هیچگاه
ندیدمت ؛ چون حضور تو را حس کرده ام ، ولی ظهور تو را هنوز نه ، تا دیگر دلم میان
بودن یا نبودن مردد نشود . امروز که اندازه تمام دلواپسی های نهج البلاغه در پاییز
عاطفه های اهالی کوفه دلشوره پیدا می کنم و آنگاه درزیرباران غدیر خیس می شوم
تا شیعه شوم ، باز مهمان حضور تو می شوم . حضور تو آنقدر وسیع است که حتی
در افق نگاه خزان زده غرب نیز می توان تو را فهمید . نمی خواهم دلم را با چیزهای
سر درگم ، گرم کنم. شب ها که باران به احساس سبز شالیزاران قدم می گذارد و
مترسک های لب جالیز ، سرما را پخش می کند و سر انگشتانم اقامتگاه پرندگان
مهاجر می شود ؛ تو نیز بر می گردی . دلم راضی نمی شود تو را لا به لای خطوط
کتاب ها جستجو کنم . رد پای تو روی دل من است و جا پای قدمهایت یخ ذهنم را
آب کرده است . تو می آیی . بگو می آیی ، می دانم . نه نمی گویی ، اصلاً در دفتر
حضور تو ، ظهور تو حک شده است . بگو راست می گویم . امروز مثل دیروز نیستم
و فردا مثل امروز نخواهم بود؛ چون می دانم مرا می خوانی . سرنوشت من این است
که منتظر بمانم و تو منتَظَر. باور کن هیچ تردیدی ندارم ؛ زیرا همه سلولهایم ، همه ی
نفس هایم ، سرنوشت غدیری است که مرا شیعه ساخت و آغاز دلشورگی های ۰۰۰
مولایم علی ( ع ) شد . مولا جان ، این ها سرگذشت نیست ، این ها سرنوشت است
سرنوشت غربت و انتظار ...
منبع:haramedelam.blogsky
فضائل حضرت زهرا (س)
پيغمبر (ص)فرمود:بهترين زنان عالم چهار نفرند:مريم دختر عمران ،فاطمه دختر محمد،خديجه دخترخويلد،آسيه زن فرعون.پيغمبرفرمود:فاطمه (ع)ازبهترين زنان بهشت است.
رسول خدا(ص)فرمود:هنگامي كه قيامت برپا شود ،منادي حق ازعرش ندا مي كند :اي مردم چشمهايتان راببنديد تافاطمه از صراط عبوركند.
پيغمبر(ص)به فاطمه فرمود:خدابه واسطه غضب تو غصب مي كندوبه واسطه خشنودي تو خشنود مي گردد. عايشه مي گويدبعد از رسول اكرم كسي را راستگوتر از فاطمه نديده ام .امام محمد باقر(ع) فرمود:به خدا سوگند فاطمه (ع) را به وسيله علم ، از فساد وبدي ها باز داشت .
امام صادق (ع)فرمود:فاطمه (ع) نزد خدا نه اسم خوانده مي شود : فاطمه، صديقه، مباركه ، طاهره، زكيه ، رضيه ، مرضيه، محدثه ، زهرا ، علت اينكه فاطمه ناميده شده اينست كه از شرور بدي ها معصوم و محفوظ است . اگر علي (ع) نبود همسر لايقي براي فاطمه پيدا نمي شد .
از امام محمد باقر(ع) پرسيدند چرا فاطمه(ع) به نام زهرا ناميده شد؟ فرمود:زيرا خدا او را از نور عظمت خودش آفريد. بواسطه ي نور آن حضرت آسمان و زمين روشن شد . به حدي كه ملائكه تحت تاثير آن نور قرار گرفتند و براي خدا به سجده افتادند گفتند خدايا اين نور چيست ؟ فرمود: شعله ي است كه از نور عظمت خود آفريدم و در آسما نها ساكنش نمودم . او را از صلب بهترين پيمبران خارج خواهم ساخت و از اين نور ائمه و پيشوايان دين را خارج مي كنم تا مردم را بسوي حق هدايت كنند . آنان جانشينان پيغمبر من خواهند بود .
پيغمبر(ص) به فاطمه فرمود: دخترم ؟ خدا به دنيا توجه نمود و مرا به تمام مردم برگزيد . در مرتبه دوم باز بدان توجه نمود وهمسر تو علي (ع) از بر سايرين برتري داد . براي سومين مرتبه نيز توجه نمود و ترا بر زنان عالم برتري داد . و در مرتبه چهارم توجه كرد وحسن وحسين (ع) بر جوانان اهل بهشت امتيازداد . پيغمبر(ص) فرمود: بهشت مشتاق ديدار چهار زن است :اول مريم دختر عمران ،دوم آسيه زن فرعون، سوم خديجه دختر خويلد ، چهارم فاطمه دختر محمد .
پيغمبر(ص) فرمود:فاطمه پاره تن من است . اذيت او اذيت من خشنودي او خشنودي من است .
پيغمبر اكرم در حالي كه دست فاطمه (ع) در دست داشت فرمود:هر كس اين را مي شناسد و هر كس را كه نمي شناسد اين فاطمه دختر محمد ، پاره تن من و قلب و روح من است . هركس او را اذيت كند مرا اذيت نموده و هركس مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده است.
ام سلمه مي گويد: فاطمه شبيه ترين مردم بود ، به رسول خدا .
پيغمبر (ص) فرمود:فاطمه حوريه اي است به صورت انسان .
پيغمبر فرمود:فاطمه اول كسي است كه داخل بهشت مي شود.
امام صادق (ع) فرمود:فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه مردم قدرت ندارند . حقيقت او را درك كنند . پيغمبر مي فرمود:خدا من و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) را از يك نور آفريد.
ابن عباس مي گويد: از رسول خدا پرسيدم : آن كلماتي كه حضرت آدم از خدا ياد گرفت و بوسيله آنها توبه اش قبول شد چه بود؟ فرمود:خدا را قسم داد به حق محمد و علي وفاطمه و حسن وحسين (ع) بدان جهت توبه اش قبول شد .
پيغمبر (ص) فرمود:اگر علي نبود،براي فاطمه شوهرلايقي وجود نداشت.
پيغمبر (ص) مي فرمايد: وقتي معراج رفتم در بهشت گردش كردم و قصر فاطمه را ديدم كه هفتاد قصر بود و از لولو و مرجان ساخته شد ه بود.
پيغمبر به فاطمه فرمود: مي داني چرا فاطمه ناميده شدي؟
علي بن ابي طالب (ع) مي فرمايد: رسول خدا خيلي فاطمه را مي بوسيد ، عايشه اعتراض كرد. پيغمبر در جواب فرمود:هنگامي كه مرا به معراج بردند داخل بهشت شدم ،جبرئيل مرا نزد درخت طوبي برد و از ميوه هايش به من داد، آنها را خوردم و نطفه اي از آنها در من بوجود آمد. وقتي به زمين آمدم با خديجه همبستر شدم ، فاطمه آبستن شد. از اين رهگذر است كه هر وقت فاطمه را مي بوسم بوي درخت طوبي به مشامم مي رسد.
ابن عباس مي گويد:يك روز علي و فاطمه و حسن وحسين (ع) نزد پيغمبر بودند:فرمودند:خدايا تو مي داني كه اينان اهل بيت من وگرامي ترين مردم هستند . دوستانشان را دوست بدار و با دشمنانشان دشمني كن . ياري كنندگانشان را ياري كن . از تمام بدي ها پاكشان گردان. از تمام گناهان محفوظشان بدار. بواسطه روح القدوس تاييد شان فرما. سپس فرمود:يا علي تو امام امت و جانشين من هستي . مومنين را به سوي بهشت هدايت مي كني . گويا دخترم فاطمه رامي بينم كه در روز قيامت بر مركبي از نور سوار شده در جانب راستش هفتاد هزار ملك مي بيني و در جانب چپش هزار و پيش رويش هفتاد هزار و پشت سرش هفتاد هزار فرشته حركت مي كند زنان مومن امتم را بسوي بهشت مي بردن. پس هر زني كه نمازهاي پنجگانه را بخواند، و ماه رمضان را روزه بدارد، حج خانه خدا را بجاي آورد ، و زكات اموالش را بپردازد، و از شوهرش اطاعت كند و علي (ع) را دوست بدارد ،بواسطه شفاعت فاطمه داخل بهشت خواهدشد . فاطمه (ع) بهترين زنان جهان است.
گفته شد يا رسول الله آيا فاطمه بزرگ زنان عصر خودش مي باشد؟ فرمود: آن مريم است كه بزرگترين زنان عصر خودش بود، دختر م فامظ ، بهترين زنان گذشته و آينده است. وقتي در محراب عبادت قرار مي گيرد هفتاد هزار فرشتگان مقرب الهي به او سلام مي دهند . ومي گويند:اي فاطمه ! خدا ترا برگزيد و پاكيزه نمود و برجميع زنان عالم برتري داد.
سپس متوجه علي(ع) شد وفرمود:يا علي فاطمه پاره تن من و نور چشم من و ميوه دل من مي باشد هركه او را ناراحت كند مرا ناراحت مي كند و هر كه او را خشنود نمايد مرا خشنود مي سازد . فاطمه (ع) نخستين كسي است كه به من ملحق خواهد شد،بعد از من به اوخوبي كن. حسن و حسين (ع) فرزندان و گلهاي من مي باشد و بهترين جوانان اهل بهشتند، بايد همانند گوش و چشمت آنان را گرامي بداري.
سپس دستش را به جانب آسمان برداشت و فرمود:خدايا تو شاهد باش كه من دوستان اينان را دوست مي دارم و دشمنان را دشمن دارم.
منبع: www.irib.com
سبب دوستي و محبت علي (عليه السلام) در دلها چيست رمز محبت را هنوز كسي كشف نكرده است, يعني نمي توان آن را فرموله كرد و گفت اگر چنين شد چنان مي شود و اگر چنان شد چنين, ولي البته رمزي دارد. چيزي در محبوب هست كه براي محب از نظر زيبايي خيره كننده است و او را به سوي خود مي كشد, جاذبه و محبت در درجات بالا, « عشق » ناميده مي شود, علي (عليه السلام) محبوب دلها و معشوق انسانهاست, چرا و در چه جهت فوق العادگي علي (عليه السلام ) در چيست كه عشقها را برانگيخته و دلها را به خود شيفته ساخته و رنگ حيات جاوداني گرفته است و براي هميشه زنده است چرا دلها همه خود را با او آشنا مي بينند و اصلا او را مرده احساس نمي كنند, بلكه زنده مي يابند مسلما ملاك دوستي او جسم او نيست, زيرا جسم او اكنون در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده ايم, و باز محبت علي (عليه السلام) از نوع قهرمان دوستي كه در همه ملتها وجود دارد نيست, هم اشتباه است كه بگوئيم محبت علي (عليه السلام) از راه محبت فضيلت هاي اخلاقي و انساني است, و حب علي (عليه السلام) حب انسانيت است. درست است, علي (عليه السلام) مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان, نمونه هاي عالي از انسانيت را دوست مي دارد, اما اگر علي (عليه السلام) همه اين فضائل انساني را كه داشت مي داشت, آن حكمت و آن علم, آن فداكاريها و از خود گذشتگيها, آن تواضع و فروتني , آن ادب, آن مهرباني و عطوفت, آن ضعيف پروري, آن عدالت, آن آزادگي و آزاديخواهي, آن احترام به انسان, آن ايثار, آن شجاعت , آن مروت و مردانگي نسبت به دشمن, آن سخا و جود و كرم و.. . اگر علي (عليه السلام) همه اينها را كه داشت مي داشت اما رنگ الهي نمي داشت , مسلما اين قدر كه امروز عاطفه انگيز و محبت خيز است نبود. علي (عليه السلام) از آن نظر محبوب است كه پيوند الهي دارد, دلهاي ما بطور ناخودآگاه در اعماق خويش با حق سر و سر و پيوستگي دارد, و چون علي (عليه السلام) را آيت بزرگ حق و مظهر صفات حق مي يابند به او عشق مي ورزند. در حقيقت پشتوانه عشق علي (عليه السلام,) پيوند جانها با حضرت حق است كه براي هميشه در فطرتها نهاده شد و چون فطرتها جاوداني است مهر علي (عليه السلام) نيز جاودان است. نقطه هاي روشن در وجود علي (عليه السلام) بسيار زياد است, اما آنچه براي هميشه او را درخشنده و تابان قرار داده است, ايمان و اخلاص اوست و آن است كه به وي جذبه الهي داده است. سوده همداني, بانوي فداكار, در مقابل معاويه بر علي (عليه السلام ) درود فرستاد و در وصفش گفت: صلي الا له علي روح تضمنها قبر فاصبح فيه العدل مدفونا قد حالف الحق لايبغي به بدلافصار بالحق و الايمان مقرونا « درود خداوند بر رواني باد كه او را خاك در برگرفت و عدل نيز با وي مدفون گشت, با حق پيمان بسته بود كه به جاي آن بدلي نگزيند, پس با حق و با ايمان مقرون گشته بود. » صعصع0 بن صوحان عبدي نيز يكي ديگر از دلباختگان علي (عليه السلام) بود, از كساني بود كه در آن دل شب در مراسم دفن علي (عليه السلام) با عدد معدودي شركت كرد. پس از آنكه حضرت علي (عليه السلام) را به خاك سپردند, صعصعه يك دست خويش را بر قلبش نهاد و با دست ديگر خاك بر سر پاشيد و گفت: « مرگ گوارايت باد! كه مولدت پاك بود و شكيبائيت نيرومند و جهادت بزرگ بر انديشه ات دست يافتي و تجارتت سودمند گشت. بر آفريننده ات نازل گشتي و او تو را با خوشي پذيرفت و ملائكش بر گردت درآمدند. در همسايگي پيغمبر جايگزين گشتي و خداوند تو را در قرب خويش جاي داد و به درجه برادرت مصطفي (ص ) رسيدي و از كاسه لبريزش آشاميدي. نزديكترين مردم بودي به پيغمبر, اول كسي بودي كه به اسلام گرويدي از يقين لبريز و در دل محكم و از همه فداكارتر و نصيبت از خير بيشتر بود. خداوند ما را از اجر محبتت محروم نكند و پس از تو ما را خوار نگرداند. به خدا سوگند كه زندگيت كليد خير بود و قفل شر, و مرگت كليد هر شري است و قفل هر خيري, اگر مردم از تو پذيرفته بودند از آسمان و زمين نعمتها برايشان مي باريد اما آنان دنيا را بر آخرت برگزيدند » . آري دنيا را برگزيدند و در مقابل عدل و عدم انعطاف علي (عليه السلام ) تاب نياوردند و عاقبت دست جمودها و ركودها از آستين مردي بدر آمد و علي (عليه السلام) را شهيد كرد. علي (عليه السلام) در داشتن دوستان و محبان سر از پا نشناخته كه در راه ولا و محبت او, سر دادند و بر سر دار رفتند بي نظير است. تاريخچه شگفت و جالب و حيرت انگيز آنها صفحات تاريخ اسلام را مفتخر ساخته است. دست جنايت ناپاكاني از قبيل زيادبن ابيه و پسرش عبيدالله و حجاج بن يوسف و متوكل و در راس همه اينها معاوي0 بن ابوسفيان به خون اين زبده هاي انسانيت تا مرفق آلوده است.
برگرفته از كتاب جاذبه و دافعه علي منبع: alivaliyollah.persianblog
شکستنم... مولایم علی

|
ولایت علی علیه السلام |
|
تفسير آيه
پس از نقل شان نزول و نکات آيه ?نوبت آن رسيده که در تک تک جمله هاي آيه تامل کنيم وآثار مفسران شيعه وسني در تفسير آيه را به دقت بررسي نماييم تا شايد بخشي از حقايق نهفته در اين آيه براي ما کشف شود . ۱- (يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک) اين قسمت از آيه حاوي دو نکته مهم است٬يکي خطاب حق تعالي به رسولش با لقب (يه ايها الرسول )وديگري آن که رسول خدا مامور ابلاغ پيام ويژه اي از جانب خداوند براي مردم شده است . حال بايد ديد اولا چرا خداوند پيامبرش را با لقب "رسول" در اين آيه مخاطب ساخته وثانيا آن پيام ويژه که پيامبر مامور ابلاغ آن شده چه پيامي بوده است . جواب :اولا چنين خطابي از جانب خداوندبيانگر بزرگداشت وعظمت رسولش مي باشد زيرا رسالت از نعمتهاي بزرگ خداوند به پيامبر ش مي باشد. ثانياخداوند با چنين عنواني خواستهاين را اعلام کند که پيامبر مامور به تبليغ پيامي است که به او وحي شده و مقتضاي رسالتش مي باشد . آن پيام ويژه چيست ؟ از تعبيرهاي موجود در ادامه آيه استفاده مي شود که" پيام ويژه اي "که پيامبر مامور آن شده داراي سه ويژگي مهم بوده است : ۱-از نظر اسلام داراي اهميت فوق العاده بود ه تا آنجا که پيامبر تهديد شده است که اگر آن را به مردم نرساند ٬ رسالت پروردگار ش را ابلاغ نکرده است (و ان لم تفعل فما بلغت رسالته) پس پيام٬پيامي بوده است هم سنگ مساله نبوت که اگر انجام نمي شد رسالت پيامبر نا تمام مي ماند . ۲- اين پيام مربوط به نماز ٬روزه٬حج٬جهاد٬زکات و امثال آن از ارکان اسلام نبوده است٬چرا که آيه در سوره مائدهاست وميدانيم که سوره مائده آخرين سوره اي است که بر پيامبر اسلام نازل شده است .زماني که اين آيه نازل شد در حقيقت همه ارکان مهم اسلام بيان شده بود و چيزي از نماز٬روزه و.....باقي نمانده بود که پيامبر مامور ابلاغ آن باشد ٬بلکه پيامي بوده که هنوز به گوش مردم نرسيده بود . ۳- از جمله "والله يعصمک من الناس "((خداوند تو را از خطر مردم حفظ مي کند)) استفاده مي شود که مساله مورد نظر ٬مساله اي بوده که بعضي در مقابل آن موضع گيري سختي داشته اند تا آنجا که ممکن بوده است جان پيامبر به خطر بيفتد ٬از اين رو ٬خداوند حمايت خاص خودش را از پيامبر اعلام ميدارد .
مجموع اين جهات سه گانه نشان مي دهد که منظور از آن پيام ويژه چيزي جز ابلاغ "ولايت امام علي عليه السلام"نبوده است ٬زيرا تنها اين مساله است که مي تواند در اواخر عمر پيامبر داراي چنان اهميتي باشد که همطراز رسالت پيامبر قرار گيرد وچنين مساله اي بود که اظهار آن ممکن بود مخالفتهايي را بر انگيزد وبيم خطراتي در آن بوده است
منبع:pasokh.blogfa.com |
| حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی |
| کتاب "حکومت اسلامی و ولایت فقیه در اندیشه امام خمینی(ره)" از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) در 805 صفحه منتشر شد . |
|
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه : امام خمینی(ره) به حق در تاریخ اسلام، بزرگترین عالم دینی است که از حکومت اسلامی و اجرای آن سخن گفته و تنها فقیه و مرجع تقلیدی است که در مرحله عمل توانسته است به اندیشه و اعتقاد خویش در گستره وسیعی جامه تحقق بپوشاند، هر چند با آنچه او خواهانش بود فاصله بسیاری داشت. از همین رو ، توجه به تمامی زوایای اندیشه امام در این موضوع از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است . حکومت اسلامی در اندیشه امام خمینی(س) تبلور و تحقق اسلام راستین است، نه نظریه ای که در دوره ای از زندگانی ایشان در راستای مبارزه با رژیم ستمشاهی و بر پایه حوادث به وجود آمده باشد، در نگاه امام اسلام آیینی است که مقصد آن انسان و تربیت و پرورش اوست و انسان حقیقتی است که روح و بدن، ملک و ملکوت دنیا و آخرت مراتبی از هستی او است . جدا کردن هر یک از این دو به معنای عدم شناخت انسان و بیراهه رفتن است |

اگر تنهاترين باشم باز خدا با من است او جانشين تمام نداشته هاي من است